خرید بک لینک

درباره سایت

اندوه بزرگی است چه باشی چه نباشی

آخرین مطالب

امکانات وب

ریش هایم بلند شده آنقدر که نمی شناسی ام اگر ببینی در کوچه ای، کافه ای، دیوانه خانه ای خیره می گذری و زیر لب می گویی: چشم هایش .. صدایم شکسته آنقدر که نمی گویی باز برایم شعر بخوان از پشت تلفن، تماسی، پیغامی گوشی را می گذاری و می گویی: بغضش .. می روم لب پنجره، سیگار می کشم از آن سوی شهر می گویی: عطرش .. فراموش کردن کار بیهوده ایست مثلا من بخواهم لبخندت را فراموش کنم یا یک پیرمرد در هیروشما، بمب اتم را و یا تو که در یک روز زمستانی دستکش هایت را در خانه جا می گذاری و ناخودآگاه می گویی: دست هایش

برچسب: نویسنده: یگانه کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 13:38

صفحه بندی